تنگه هرمز، بنبستی به نام حکومت ملاها: وقتی مهلت تمام میشود اما دروغها ادامه دارد
مهلت شصتروزه توافق تمام شد، تنگه باز نشد و بامداد امروز کشتی در حال خروج از هرمز هدف گرفت. تهران از تفاهم با عمان میگوید، واشنگتن از بمباران — و نام کسی که در هیچ تیتری نیامد، هنوز در میان تیترها نیست.
گلولهای در سکوت مهلت
بامداد سهشنبه، در حالی که ساعاتی از پایان بینتیجهی مهلت شصتروزهی توافق ایران و آمریکا نگذشته بود، گلولهای به موتورخانهی کشتیای که در حال خروج از تنگه هرمز بود اصابت کرد. مرکز عملیات تجارت دریایی بریتانیا (UKMTO) از آسیبدیدن یکی از خدمه خبر داد، بیآنکه روشن کند زخمی شده یا جان باخته است. هیچ طرفی مسئولیت حمله را نپذیرفت.
گارد ساحلی عمان مشغول کمکرسانی و تحقیق است. اما در آبهایی که هر روز صحنهی محاصره، مذاکره و تهدید است، «نامشخص بودن مهاجم» خودش پیامی دارد: در خلأ حکومتی که پاسخگو نیست، هر شلیک بینام میماند.
مهلتی که حکومت پایبند به آن نبود
تفاهمنامهی ژوئن قرار بود مسیر توقف خصومتها، بازگشایی تنگه و چارچوبی گستردهتر دربارهی برنامهی هستهای، تحریمها و امنیت منطقه را ترسیم کند. دوشنبه شب، همین مهلت بدون توافق و بدون تمدید به پایان رسید؛ نزدیک به شش ماه از جنگ گذشته و دو طرف یکدیگر را به نقض تفاهم متهم میکنند. آمریکا محاصرهی دریایی بر ترافیک ایران را حفظ کرده و به گفتهی ترامپ، ناوگان آمریکایی «دیوار فولادی» دور تنگه کشیده و رفتوآمد را به زیر ده درصد سطح پیش از جنگ رسانده است. برای مردمی که هزینهی این بنبست را در قیمت نان و دارو و سوخت پرداخت میکنند، این آماری انتزاعی نیست؛ نتیجهی مستقیم سیاستی است که حکومت با ماجراجویی نظامی و لجاجت دیپلماتیک به آن دامن زده.
مسیر عمان؛ یک راهگریز، نه یک راهحل
تهران مدعی است با عمان بر سر نقشهی مسیر ترانزیت به تفاهم رسیده و مشغول نهاییکردن بیانیهی مشترک است؛ سخنگوی وزارت خارجه، اسماعیل بقایی، دوشنبه همین ادعا را تکرار کرد. وزارت خارجهی مصر هم پس از دیدار وزیران خارجهی مصر و عمان اعلام کرد این تفاهم میتواند زمینهساز بازگشت واشنگتن و تهران به میز مذاکره برای توافقی جامع باشد. اما نکتهی کلیدی را باید دید: این بیانیه حتی اشارهای به تهدید تازهی ترامپ علیه عمان نکرد، و مهمتر از آن، بدون چراغ سبز کاخ سفید هیچ ارزش اجرایی ندارد. این الگوی آشنای دیپلماسی حکومت است: اعلام «توافق» در رسانههای داخلی برای مصرف تبلیغاتی، پیش از آنکه طرف مقابل حتی آن را تأیید کرده باشد.
شرطهایی که فاصله را نشان میدهند
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس و مذاکرهکنندهی پیشین، سهشنبه بار دیگر تکرار کرد که تنگه تا رفع محاصره، آزادسازی داراییهای مسدود، لغو تحریمهای نفتی و پایان عملیات نظامی باز نخواهد شد. در برابر، خواستهی واشنگتن ساده و روشن است: ناوبری آزاد و بیقیدوشرط در تنگهای که پیش از جنگ یکپنجم نفت مبادلاتی جهان از آن عبور میکرد. فاصلهی این دو موضع، بازتاب همان معضل ساختاریای است که سالهاست گریبانگیر مردم ایران بوده: حکومتی که امنیت و منافع اقتصادی جمعیت هشتاد و چند میلیونی را گروگان مذاکرات ایدئولوژیک و بقای خودش میگیرد.

ترامپ دوشنبه در کاخ سفید گفت ایران میخواهد به توافق برسد اما حاضر نیست شروطی را که او لازم میداند بپذیرد، و بار دیگر تأکید کرد ایران نباید به سلاح هستهای دست یابد. در گفتوگو با فاکسنیوز نیز دربارهی نقش عمان هشدار داد و از ایران خواست پرچم سفید تسلیم بالا ببرد؛ لحنی که هرچند تند است، بازتاب بنبستی واقعی در میز مذاکره است، نه صرفاً یک ژست رسانهای.
جبهههایی که حکومت باز نگه داشته
بحران به آبهای هرمز محدود نمانده. حوثیهای یمن، متحد شناختهشدهی جمهوری اسلامی، مسئولیت حملهی پهپادی به یکی از پالایشگاههای آرامکو در عربستان سعودی را بر عهده گرفتند؛ حملهای که میتواند جبههی تازهای در منطقه بگشاید. سازمان ملل دوشنبه اعلام کرد از ششم اوت دستکم هفده غیرنظامی در مناطق تحت کنترل دولت یمن در پی حملات حوثیها جان باختهاند، و حملهی یازدهم اوت به یک کشتی باری در بابالمندب نیز چهار نفر از خدمه را کشته است. این زنجیره از تحرکات نشان میدهد شبکهی نیابتیای که حکومت ایران سالها روی آن سرمایهگذاری کرده، همچنان ابزار فشار و در عین حال منبع بیثباتی برای کل منطقه است؛ ابزاری که هزینهاش را نه رهبران، بلکه ملتهای یمن، عربستان و در نهایت مردم خود ایران میپردازند.
در همین حال، رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، دوشنبه شب در تماسی تلفنی با ترامپ خواستار استفادهی حداکثری از دیپلماسی شد؛ تماسی که درست در ساعات پایانی مهلت مذاکره صورت گرفت و بار دیگر نشان داد بازیگران منطقهای، برخلاف حکومت تهران، همچنان به دنبال راهی برای مهار بحراناند.
جمعبندی: هر موج، آزمایشی برای توافقی که هنوز شکل نگرفته
روز بیتوافقی در هرمز یعنی هر کشتیای که از تنگه بیرون میرود، در میدان آزمایش مذاکراتی قرار میگیرد که هنوز به نتیجه نرسیدهاند. حملهی امروز بیصاحب ماند، اما پیامش روشن است: محاصره، مذاکره و تهدید در این آبها کنار هم زندگی میکنند، و تا وقتی حکومتی که بقای خود را بر تداوم بحران بنا کرده حاضر به تغییر مسیر نشود، هر موج میتواند توافقی را که هنوز شکل نگرفته، برای همیشه دفن کند. هزینهی این لجاجت را نه سیاستمداران در کاخهای مجلل تصمیمگیری، که ملوانان بینام روی عرشهی کشتیها و مردم عادی در صف نان میپردازند.
مهمترین نامی که در میان تیترها نبود

شامگاه هجدهم دی ۱۴۰۴، در بلوار طاقبستان کرمانشاه، ملینا اسدی سهساله همراه پدرش بود. پدر، احسان اسدی، رانندهی اتوبوس شهری، برای خرید شیرخشک و داروی برادر دو سالهاش از خانه بیرون زده بود و ملینا اصرار کرده بود همراهش برود. گلولههای ساچمهای نیروهای حکومتی به سر و بدنش نشست. او معترض نبود؛ فقط آنجا بود. به گزارش هنگاو و یورونیوز فارسی، نخست رسانههای حکومتی معترضان را عامل مرگ او خواندند و بعد همان حکومت او را شهیده نامید و استاندار کرمانشاه دربارهی خون پاک ملینا سخنرانی کرد. در روزهایی که تیترها از مهلت توافق و کشتیهای تنگه میگفتند، نام او در هیچ تیتری نیامد.
این بنبست از کجا آمد
بنبست هرمز از امروز شروع نشده است. کالبدشکافی جنگ ۲۰۲۶ نشان میدهد این جنگی است که سه بار پایانش اعلام شده و هنوز شلیک میکند؛ سیاهه بندهای اجرانشدهی تفاهمنامه فاصلهی میان امضا و اجرا را شمرده است و گزارش روز شصتم مذاکره نشان داد مذاکره در آستانهی مهلت هم به پیشرفتی نرسید. همهی اینها ادامهی تفاهمنامهای است که ژوئن در ورسای امضا شد. و چون هزینهی این لجاجت را سفرهها میپردازند، شاخص قیمت نان و ریال پشت میز آشپزخانه فصل بعد همین ماجرا خواهند بود.